![]() |
![]() |
|
| در راه ما شکسته دلی میخرند وبس .:. بازار خود فروشی از آن راه دیگر است |
سلام به همه!از اینکه چندی آپ نمی کردم پوزش ! |
|
+ نوشته شده در
88/10/04ساعت 10:39 بعد از ظهر " امید میلاد |
|
|
سلام بعد از مدت زیادی توانستم دوباره وبلاگم را آپ کنم بخاطری تاخیر زیاد در این کار معذرت شعر گونه نوشتم بعد از یک خواب طولانی شعر در خودم پس حتما چون کار های دیگرم مشکلاتی دارد که بخاطر این هم معذرت. من و تو میخندیم
به دروغین شدن سخت رمان به جفای که کنون حاصل لیلی شود از مجنونش به صفای که برند آدمیان از خونش من و تو میخندیم من و تو میخندیم
به عجب رنگ عوض کردن زاغ به سیاه گشتن طاوس زمان و به راه رفتن طاوسی کبک من و تو میخندیم من و تو میخندیم به عجب خاک زدن های پلیدان به چونان کور شدن های سعیدان من و تو میخندیم من و تو میخندیم به وجود ناتوان خودمان به عجب خنده پر گریه مان به عجب کر شدن خلق ز این خنده ما باید هم خنده کنیم باید هم خنده کنیم که کنون شعر من و تو همه از خنده پر است آنچنان خنده که از سنگ کشاند اشک و آنچنان خنده که از گریه سیاه رو تر است من و تو میخندیم من و تو میخندیم به عجب مردن مان - که تمام عمر است - به عجب ساختگی بودن عشق و به عجب گیر شدن در لجن مال جهان به عجب زنده گی مرده مان باید هم خنده کنیم ! آن زمانی که نباشد اشکی آن زمانی که وجودت همه خشک است آن زمانی که همه رود اسید است نه آب ! آن زمانی که دیگر ثانیه ئی تاب نباشد - گر که آبی نرسد - خنده باید بکنیم خنده باید بکنیم چی توان کرد دیگر... بهار 1388 هرات
|
|
+ نوشته شده در
88/01/06ساعت 11:36 بعد از ظهر " امید میلاد |
|
|
خیلی معذرت که خیلی خیلی دیر دیر آپ میکنم
بیا ! بیا که تشنه بمرگم که تا تو را نگاه بکنم بیا که گذشت از دی و کنون شبت صدا بکنم بیا که باز وجودم به چند بار برایت فدا بکنم بیا اگر که نیائی تو خواستی که روح از تنم جدا بکنم زمستان ۸۷ ، هرات |
|
+ نوشته شده در
87/11/04ساعت 0:55 قبل از ظهر " امید میلاد |
|
|
بازم دير رسيدم!
از اينكه خيلي دير شده كه اپ نكردم معذرت ميخواهم بهر حال: عيد قربان ! روز عشق حقيقي و الهي ، روز ايثار و فداركاري روز قربان كردن نفس در برابر حق لايزال بر همه عزيزان و عاشقان الهي مبارك باد ! عيــــــــد بر هــمـــگان مبــــــارك بــــــــــاد |
|
+ نوشته شده در
87/09/20ساعت 11:26 قبل از ظهر " امید میلاد |
|
|
عید را به همه عزیز و از این طریق به خانواده های محترم شان تبریک گفته از خداوند بزرگ قبولی طاعات و عبادت شما را میخواهم ! موفق باشید |
|
+ نوشته شده در
87/07/10ساعت 3:29 بعد از ظهر " امید میلاد |
|
|
بگذار
بگذار تا که گریه کنم یا که لااقل- با آه سرد سینه خود را تهی کنم بگذار تا که چشم های خود را- یک چشمه ئ برای تشنه زخمی کنم! بگذار تا سکوت سرد خانه را - هر چند سخت هست ولی منتهی کنم بگذار تا که گریه کنم داد سر دهم! یا هم که زین سکوت سرا رخت برکنم! |
|
+ نوشته شده در
87/06/26ساعت 1:21 قبل از ظهر " امید میلاد |
|
|
اگر واقعا دنبال هدفت هستی پس شکست یک چیز بیهوده است ! |
|
+ نوشته شده در
87/06/23ساعت 10:33 بعد از ظهر " امید میلاد |
|
|
ماه مبارک رمضان ! ماه نزول سعادت و خوشبختی و ماه عدالت بر همه مبارک باد ! شروع این ماه مبارک را به تمام مسلمانان جهان مخصوصا مردم عزیز افغانستان و ایران و تاجیکستان هم زبانان عزیز من تبریک گفته و از همین جا از همه عزیزان التماس دعا میکنم. |
|
+ نوشته شده در
87/06/10ساعت 11:56 بعد از ظهر " امید میلاد |
|
|
قرمز و سرخ و احمر !
این روزگار را این آدما چی ساختن اصلا تو ام بگو اینا حساب دارند؟ آنها که عقل شان کورتر ز چشم شان بر من بگو تو باما چی کار دارند؟ بر چار راه ما اکنون چراغ ها را قرمز و سرخ و احمر کردن ! ما کور کور وار بر نام میزنیم تعویض مینگریم!
|
|
+ نوشته شده در
87/06/04ساعت 3:37 بعد از ظهر " امید میلاد |
|
|
"من نه صد و نود ونه بار شکست نخوردم بلکه یاد گرفتم که نمیشود به نه صد و نود ونه طریقه لامپ ساخت " ادیسون ماخذ: فکر میکنم یکی از مجلات شهر خود ما بود ولی درست یادم نیست با مغذرت
|
|
+ نوشته شده در
87/05/26ساعت 1:17 قبل از ظهر " امید میلاد |
|
|
تنها دعایی کسانی که منتظر اجابت آن هستند مستجاب میشود!
|
|
+ نوشته شده در
87/05/25ساعت 11:42 قبل از ظهر " امید میلاد |
|
|
زنان و مردان موفق امروز دیروز خیال پردازانی بیش نبودند! |
|
+ نوشته شده در
87/05/24ساعت 11:37 بعد از ظهر " امید میلاد |
|
|
مطمئن باش تا خودت را باور نکنی هیچ وقت بجای نمیرسی! |
|
+ نوشته شده در
87/05/24ساعت 11:15 بعد از ظهر " امید میلاد |
|
|
فقط یک شوخی :
سهراب: پشت دریا ها شهریست قایق باید ساخت امــیـد: در مریخ هم شهریست شاتلی باید ساخت |
|
+ نوشته شده در
87/05/22ساعت 4:17 بعد از ظهر " امید میلاد |
|
|
میپذیرم که فردا طلوع شدنیست وین شب سیاه تمام شدنیست لیک - حالا دم مرگ است یک جرقه بزن کافیست! |
|
+ نوشته شده در
87/05/20ساعت 1:47 بعد از ظهر " امید میلاد |
|
|
چرا اینقدر از تاریکی ها عصبانی هستی ؟ چرا منتظر دیگران هستی ؟ چرا دیگران را تنبل و بی کاره میخوانی ؟ اصلا چرا به تاریکی لعنت میفرستی ؟ خوب خودت یک چراغ روشن کن |
|
+ نوشته شده در
87/05/14ساعت 4:25 بعد از ظهر " امید میلاد |
|
|
تو در باورت هستی پس باور کن که هستی ! تا باشی |
|
+ نوشته شده در
87/05/13ساعت 12:34 بعد از ظهر " امید میلاد |
|
|
سلام !
امروز روز پنجشنبه هست دو روز از یک حادثه خیلی درد ناک میگذرد که جان شرین بیشتر از چهل نفر گرفته و بیشتر از صد نفر زخمی شدند این حادثه واقعا دردناک هست مخصوصا وقتی که میفهمی این حادثه از تشخیص شده بود حتا شماره موتر و مشخصات تروریست معلوم بوده و پولیس و ارتش(اردو) ملی و حتا امنیت ملی ما هیچ کار نکردند و تا حالا هم هیچ کسی در این مورد دستگیر نشده و چند ساعت پس از این حادثه خبری از تلویزیون ها پخش شد که یک نفر در جاده سفارت بضرب گلوله های سربازان امریکایی داخل یک موتر سوزوکی کشته شده و بعد هم جاده بسته و تا حالا هم هیچ خبر در مورد شنیده نشده و تمام ارگانهای دولتی ابراز تاسف کردن (کاری که همیشه میکنند) و تنها ارگانی که گفت ما این کار را نمی کنیم و عملی نشان خواهیم داد پارلمان افغانستان بود که بعد از این گفته هایی شان در مدت دو روز هیچ خبری در مورد کار شان نشر نشد بهر حال این ها که در این حادثه جان داده اند و یا زخمی شده اند مسول جان و سلامتی این عزیزان هموطن کسانی هستند که مسول برسی حوادث هستند و از این حادثه خبر داشتند و پیگیزی به عهده انها بوده هر کی موافق با من هست یک نظر بنویس که هستم و از خداوند برای عزیزان که جان داده اند خواهان بهشت برین و برای زخمی شده گان و فامیلی ها این افراد صبر طلب کنیم.
بدرود |
|
+ نوشته شده در
87/04/21ساعت 12:25 بعد از ظهر " امید میلاد |
|
|
بنام خداوندی که امید آفرید امید! بالی برای پریدن صبری برای کوه کن رازی برای زنده بودن قدرت برای بودن! سلاح جنگیدن پایی برای قلعه گرفتن! راز یک زند حقیقی چشم یک کور مبارز! راز و اسرار چکاوک آب و خاک ناجو همه چیز آدم "امیدمیلاد" |
|
+ نوشته شده در
87/04/21ساعت 0:57 قبل از ظهر " امید میلاد |
|
|
من و تو!
من و تو رهگذریم جاده خاکی دلهایمان یکی دستت بدست من عشقت بقلب من ما بیخبر ز درد ما پر ز عشق و مهر
دو طرف جوی و باغ تاکها سبز و پر از انگور - شده لبریز ز دیواره باغ سفری بی پایان ! مقصد ما عشق است من و تو خواهیم رفت من و تو خواهیم رفت!
|
|
+ نوشته شده در
87/04/12ساعت 10:54 قبل از ظهر " امید میلاد |
|
|
من کی هستم؟
من شعر مینویسم و احساس میکنم مرز میشکنم و قلب ها را فتح میکنم اگر چه فرزند جنگ کشور خود هستم و همکلاسی دربدری. با شکست دوست هستم در همسایگی موفقیت. خون سرد هستم در حالی که همیشه باید عجله میکردم که نشود که دیر شود. صبور باید باشم در حالی که این همه شکایت دارم غرور دارم به اینکه افغان اگر چی امروز پیروز نیستم بشهرم مینازم در حالی که امروز پیش چشمم خرابش میکنند. روز تولدم اسمم را امید گذاشتن و به او میلاد اضافه کردند انگار که پدر مادر خوبم هم سرونوشتم را میدانستند که باید همیشه در امید باشم و حتا به امیدی میلاد که شاید روزی دوباره تولد شوم که در شخصیتم چون و چرا نباشد بخاکم بنازم بدون حتا به شهرم بنازم بدون در حالی که ! بهر حال این من هر چی باشم بازم منم! |
|
+ نوشته شده در
87/04/04ساعت 6:35 بعد از ظهر " امید میلاد |
|
|
امروز روز
صلح است روز صلح بر همگان مبارک باد ! ولی این در حالی است که مردم از فقر میمیرند و از بی امنی احساس غریبی در کشور خود میکنند و از بیرون شدن از خانه هراس دارند و به برگشت یاس! بهر حال روزی خوبی داشته باشید زنده باد صلح ! |
|
+ نوشته شده در
87/03/30ساعت 2:3 بعد از ظهر " امید میلاد |
|
|
ببخش که رفتم
ببخش که با امید رسیدی و من تمام برفتم ببخش که یادگار من فقط یادست و شعر من ببخش که رنگ سیاه است بفکر تو ز یاد من نجرم توست که رفتم نه جرم من که نماندم ببخش دلت را شکستم بخشش که با تو نماندم
|
|
+ نوشته شده در
87/03/21ساعت 8:3 بعد از ظهر " امید میلاد |
|
|
دروغ های محض جهان امروزی ! امروز تمام انسان های جهان جدید داد از این مزنند که ما فاصله ها را کم ساخته ایم ولی اگر زندگی ما امروزه باشد بدبختانه وقتی برای ملاقات بهترین دوستان و فامیلی ها نداریم چی برسد به دور تر ها بلی اگر ملاقاتی هم داشته حتما به یک دیگر کاری داریم یعینی مجبور شدیم وسایلی برای تفریح ساخته ایم چون ام.پی.تری ، بازی های کامپیوتری ، چت ، ...... ولی در عوض ان ارامش طبیعی فکر را میگیریم کارخانه های بزرگ تولید غذا داریم تا غذا اماده داشته باشیم ولی تقدیم طبیت زیبا زباله های زیادی میکنیم که با اب و هوا خود را هم الوده از ان میسازیم
خوب شما هم اگر در مورد چیزی داری بنویس تا بنام شما بنویسم
بدرود |
|
+ نوشته شده در
87/03/18ساعت 1:44 قبل از ظهر " امید میلاد |
|
|
سلام!
با عرض معذرت از اینکه چند وقتی به وبلاگم نرسیدم و روز معلم هم گذشت هیچی ننوشتم باز هم معذرت اخر ما که شاگرد هستیم عادت داریم به عذر خواهی و این معلمان بزرگوار هم به بخشیدن. بهر حال روز معلم را که گذشت تبریک میگویم ولی ارزوی روزی را دارم که معلم معلم باشد نه اجیر و بلاخره اینکه خوشبختی معلمان عزیز را میخواهم چون خوشبختی ما یعنی ما انسان ها به معلمان ما وابسته هست حال یک درود به تمامی معلمان عزیز و زحمتکش بفرستد
بدرود |
|
+ نوشته شده در
87/03/11ساعت 11:48 بعد از ظهر " امید میلاد |
|
|
ایی ! متوجه افکار باش که گفتارت میشوند و متوجه گفتارت باشد که رفتارت میشوند و متوجه رفتارت باش که کردارت می شوند و این کردارت شخصیت را میسازد و شخصیت هست که سرنوشتت را میسازد! |
|
+ نوشته شده در
87/03/04ساعت 12:23 بعد از ظهر " امید میلاد |
|
|
زندگی رنگ قشنگیست اگر
|
|
+ نوشته شده در
87/02/25ساعت 9:23 قبل از ظهر " امید میلاد |
|
|
بیا که بی تو ریشه غم غرق در آب
بیا که بیچک غم خورد بر وجودم تاب بدون تو شده فریاد من سکوتی تلخ چو دست بیرون غریق ز آب بیا کی بی تو ثانیه ها سالها شده است بیا که ثانیه های باخته هر چی بنام شتاب برای من شده ترسیم عکس تو هر جا هر آنچه دیده توان دید گشته سراب بیا بیا که خسته ام و خسته ام از گریه بیا! بیا که تا نشده دیر و نا رسیده صحبت گلو طناب!!
امیدمیلاد |
|
+ نوشته شده در
87/02/15ساعت 9:17 بعد از ظهر " امید میلاد |
|
|
مادرم !
گر که دارم بزنی حق داری! یا که از صحنه کنارم بزنی حق داری! من بیچاره چی هستم بی تو؟ کیستم من ز چیم ؟ هیچ منم! هر چی هستم ز تو هست هر چی هست زآن تو هست مادرم ! کاش بهای شبی بیدار نشستن - جان من بود که نیست ! یا که قدر خسته و گریه فرزند شنیدن بود! که نیست! من چی گویم مادرم هر چی بگویم هیچست تو که دنیا کفت دست و بهشت بزیر پایت ! من چی گویم که چی خوب و چی خوبی! "امیدمیلاد" |
|
+ نوشته شده در
87/02/08ساعت 7:35 بعد از ظهر " امید میلاد |
|
|
فردا قرار است جشن آزادی بگیرند من که تا حال هر چی فکر میکنم اصلاً نفهمیدن آزادی یعنی چی وقتی آزادی را فهمیندم این جشن را نفهمید وقتی این جشن را فهمیدم آزادی را نفهمیدم چی کسی میتواند برایم از آزادی تعبیر بیاورد که نه به طرف اشتباه و نه هم به آن طرف اشتباه باشد!!
|
|
+ نوشته شده در
87/02/08ساعت 2:57 قبل از ظهر " امید میلاد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک قدیما |
| من کی هستم: |
|
نام من امیدمیلاد "متین"فرزند همین کره خاکی هستم 16 سال هست که در اینجا هستم
کاهی وقت ها مینشینم و کلماتی را روی برگ کاغذ مینوسم به شکلی یکه بشه به آن شعر گفت واین هم یک علاقه من است و رنگ آبی را دوست دارم بخاطریکه همیشه آسمان آبی است دریا و بحر آبیست رنگ شادی و خشوبختی است. و رنگ سیاه بهترین رنگ برایم هست چون سیاه هست دوستش دارم. همیشه خون سرد هستم کوشش میکنم مهربان باشم. |
| آرشیو موضوعی |
|
شعر های خودم |
|
RSS
|